![]() |
![]() |
|
|
چیکار کنم ؟ چیکار ؟ چیکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار ؟ شما رو به خدا اگه میدونید بهم بگید دارم دیونه میشم دارم به زمین و زمون شک میکنم دیگه به چشمهام هم اعتماد ندارم بابا من هم آدمــــــــــــــــــــــــــــم دیگه چقدر دروغ این چند روز زندگی چقدر ارزش دارههههههههههههه چقدر تلخ و زننده است ، چقدررررررررررررررررررررر ریا چقدر دروغ بس کنید بس کنید بس کنید یه روز این پرده ها برداشته میشه به خدا همه ما باید جواب پس بدیم به خدا باید یه روزی بگیم چرا دروغ گفتیم این دنیا تموم میشه شما رو به خدا باور کنید این دنیا تموم میشه باید برگردید پیشه اون خدا که انکارش میکنید حالا چی میخواید جوابش رو بدید تا کی تا کی یه لحظه آروم نیستم همش پریشونی همش نگرانی دیووووووووووونم کردیـــــــــــــــــــــــــــــید نفسم داره بند میاد من به تو اعتماد کردم. اونوقت تو با من چیکار کردی ؟ چرا ؟ چرا با من ؟ چطور تونستی ؟ چی فکر میکردی ؟ با خود خودتم باید جوابم رو بدی چه این دنیا چه اون دنیا منتظرم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 22:27 توسط یه آدم |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 1:14 توسط یه آدم |
|
|
من زنده ام
با یاد تو زنده ام هر لحظه و هر دقیقه و هر جا در یادمی منتظرتم منتظرم نزار برگرد برگردددددددددددددد
آهای تو که به خوابی عمیق و سرد رفتی تو قلب ها سبز موندی اگرچه زرد رفتی کنار خاطراتم با تو همیشه خندست طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی
شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی
هرجا که باشی خوبه روشن و بی غروب غمی نداره تا هی به قلب تو بکوبه تو اوج هر بیکسی همیشه سبز و زنده بدون دلواپسی پر بزن ای پرنده
شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی
آهای تو که به خوابی عمیق و سرد رفتی تو قلب ها سبز موندی اگرچه زرد رفتی کنار خاطراتم با تو همیشه خندست طرحی که از تو دارم شبیه یک پرندست شب و روز پیش منی تو هنوز پیش منی تو هنوز تو سفره دل درویش منی
دل درویش منی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:34 توسط یه آدم |
|
|
خدایا... منم می خوام اعتراف کنم.... به اشتباه هام... به ناشکری هام....به همه ی بدی هام. خدای خوب من... به بودنت... به بزرگیت...و به لطفت ایمان دارم... هنوزم یادم نرفته که چطور برام معجزه کردی!!! هنوزم یادم نرفته که سختترین شرایط ممکن رو برام پیش آوردی و بعد باز هم یه معجزه!!! من فکر می کنم آدم به هرچیزی که بخواد می رسه!!! اگه واقعا بخواد می رسه. اما گاهی راه رسیدن یکم دور میشه و تو این راهی که دور می زنیم تا برسیم به هدف به خیلی چیزها میرسیم... من همه ی این ها رو می دونم.... به زیبایی زندگی ایمان دارم.... از زیبایی درختهای خیابونمون... از آرامش قشنگ شهرم... از دوستای فوق العاده ای که دارم و به صراحت میگم برام مثل خواهر و برادر می مونن...از نعمت سلامتی که به پدر و مادرم دادی... از خواهري که خیلی دوستش دارم...و از همه ی خوبیهات آگاهم ...
نمی دونم...خدایا....خودت من رو ببخش.. خدایا...ازت ممنونم به خاطر همه ی چیزهایی که بهم دادی...ممنونم که همیشه هوام رو داری.... ممنونم که با وجود همه ی بدیهام باز بهم لطف داری....ممنونم. خدایا هر جا که هست سلامت نگه دارش خدایا هر جا که هست مواظبش باش خدایا هر جا که هست خوشحال و موفقش کن منو ببخش نمیدونم چجوری تونستم ببخشید که ناراحتت کردم حلالم کن خدایا...دوستت دارم!!!! خدایا تنهام نزار میشه هیچ چیز رو ندید، فقط نگاه کرد... روزای مقدسو، خوب و فدات کرد ... قربته صدای گریم ، درده بی تو بودنه... بی صدا شکستنم، صدای شعرای منه مثله خوشبختی تو دوری، از من اما همیشه... طعم گریه های تو ، تلخیه حرفهای منه... من مصیبت و با رفتنت شناختم به جای ترانه هام، مرثیه ساختم... قصه هام غم نامه ای برای تو شد... هر کلمه من فقط، صدای تو شد... از منم به من تو نزدیکتری، اما همیشه سردی دوریه تو ، از تنه من دور نمیشه درد این فاصلها، منو به فریاد میکشه... توی خرمن سکوتم، شعله های آتیشه... از منم، به من آرزویم اینست نرود لبخند از عمق نگاهت نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 23:27 توسط یه آدم |
|
|
منو ببخش که ناراحتت کردم
خدایا خدیا منو ببخش خدایا نمیدونم چجوری تونستم خدایا منو ببخشششششششششششششششش خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بغض نکن بهار من بغض تو آبم می کنه گول اشکای چشات خورد و خرابم می کنه بغض نکن که قلب من تو سينه پرپر می زنه آخه اون چشمای تو تموم دنيای منه تو چشات که اشک مياد يه جورايی ديوونه می شم صد هزار آبادی هم باشه يک ويروونه می شم دست تو , تو دستمه ديگه مهم نيست چی کمه بغض نکن که بغض تو آتيش به جونم می زنه وقتی اشک تو چشماته دنيا سرم خراب ميشه دشت سر سبز نگاهت يک هو برام سراب ميشه بغض تو مثل يک خنجر تيکه پارم می کنه بغض نکن غم چشات داره بيچارم می کنه من می خوام تو چشم تو زلال و آفتابی باشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 19:10 توسط یه آدم |
|
|
خدايا مگذار دعا كنم كه مرا از دشواري ها و خطر هاي زندگي مصون داري بلكه دعا كنم تا در رويارويي با آنها بي باك و شجاع باشم خداوندا مگذار از تو بخواهم درد مرا تسكين دهي بلكه بخواهم توان چيرگي بر آن را بر من ببخشي.... آمین... من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من هر جا کبوتری با قلب دلواپس پر میزند اما افتاده از نفس آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من هر جا گلی از شاخه دیدی جدا ماند پا در گلی از رفتن دیدی که وا ماند هر جا قناریها را افسرده میبینی یا پشت سالاری را تا خورده میبینی آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من من مانده ام با یک دل لبریز از دلواپسی ماندن و پوسیدن همانا . روزی به حرفم میرسی در این غریب آباد تا آب بیگانه تا خاک بیگانه ای عاشق رفتن . خوش میروی خانه هر جا که آهویی . گم کرده راهش را معصوم میبینی طرز نگاهش را آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من هر جا کبوتری با قلب دلواپس پر میزند اما افتاده از نفس آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من آنجا تو یادم کن دوست من . دوست من |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 11:35 توسط یه آدم |
|
|
دلم گرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته نمیدونم کجایی نمیدونم الان داری به چی فکر میکنی ولی باور کن داری اشتباه میکنی خواهش میکنم یه لحظه فقط یه لحظه به این دو سال فکر کن باور کن متوجه میشی که داری اشتباه میکنی میخوام با این جمله که همیشه و همه جا برات مینوشتم بازم جوابتو بدم آرزویم این است نرود لبخند از عمق نگاهت نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد هیچوقت باور نکن که یک لحظه از این آرزو دور بشم هیچوقت باور نکن که در یادم نیستی همیشه هر دقیقه و هر لحظه در یادمی الان فقط میخوام با یاد تو از خدا کمک بخوام فقط میخوام که هر جا که هستی خوشحال و سلامت باشی هر جا که هستی هیچوقت اشکت رو نبیبم و همیشه خنده رو چشمانت ببینم دلم برای خنده هات هم تنگ شده باروت میشه !!!!!!!!! میدونی چند وقته حتی خنده هات رو هم ندیدم خیلی دلم گرفته ولی فقط میخوام از خدا کمک بخوام فقط از خدا میخوام که توانایی بیشتری بهم ببخشه از خدا میخوام که قدرتی به من ببخشه که در برابر هر سختی محکم و استوار بایستم از خدا کمک میخوام که تنهام نزاره از خدا کمک بخوام که هیچوقت متوقفم نکنه
چرا توقف کنم،چرا؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:41 توسط یه آدم |
|
|
خیلی تو فکر این بودم که دوباره وبلاگ نویسی رو شروع کنم
همش دنبال یه روز یا مناسبت خاص بودم بهترین و زیباترین روز رو امروز دیدم روز تولدت چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس... و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز... روز میلاد... روز تو! روزی که تو آغاز شدی!
خیلی وقت بود منتظر امروز بودم لحظه ها رو میشمردم تا امروز برسه خیلی روز قشنگیه نمیدونم چه جوری توصیفش کنم یکی از بهترین روزای زندگیمه
جشن تولد تو جشن تولد تمام خوبیهاست جشن تو شروع زیبایی تموم شادیهاست جشن تو طلوع یک روز مقدسه برام.... وقت شکرگزاری بسوی درگاه خداست
تولدت مبارک
امشب بهترین آرزوها را برات دارم آرزویم اینست نرود لبخند از عمق نگاهت نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد میخوام امشب یکی آهنگ خیلی قشنگ و فوق العاده که میدونم خیلی دوس داری برات بزارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 20:38 توسط یه آدم |
|
|
سلام من اومدم دوباره خیلی
وقته نیومدم . فکر میکنم داشتم دیگه وبلاگ نویسی رو از دست میدادم ،
نمیدونم شاید به خاطر درسها و امتحانا بود . اما بهر
حال از
امروز دوباره میخوام شروع کنم بنویسیم.
خیلی دلم برای نوشتن تنگ شده ، خیلی دلم برای اون روزهایی که هر روز مینوشتم تنگ
شده . روزهای خوب و قشنگی داره میگذره ، روزهایی که تو
هستی
. روزهایی
که به درخشانی ستاره تو
یه شب
تاریکه یا تلالو خورشید روز رهاییه یا به زیبایی یه غروب بارونی
پاییزه . البته برای من ، امیدوارم همه هم میهنان
ایرانی و همه انسانهای روی زمین خوشبخت و موفق باشن و روزی برسه که هیچ انسانی از
هر نوع نابرابری و ظلم رنج نبره و همه از ته دل خوشحال و خوشبخت باشن
تصور
کن اگه حتی تصور کردنش سخته جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب
هم صدایی ها پلیس ضد شورش نیست . ......... فقط میخوام بگم خدایا شکرت ،
خدایا متشکرم ازت که هیچوقت من
رو تنها نزاشتی ، حتی روزهایی که تنهای تنها بودم خدایا تو من رو تنها
نزاشتی خدایا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
خدایا مثل همیشه به بار دیگه از تو کمک میخوام چون تنها یاری دهنده
ای خدایا کمکم کن کمکم کن کمکم کن خدا رو میخوام نه واسه اینکه ازش چیزی
بخوام خدا رو میخوام نه واسه مشکل و حل
غصههام خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و
بهشت خدا رومیخوام اما نه واسه زیبا و
زشت خدا رو میخوام نه واسه خودم که باشم یا
برم خدا رو میخوام نه واسه روزای تلخ
آخرم خدا رو میخوام نه واسه سکه و سکو و یا
مقام خدا رو میخوام که فقط تو رو نگه داره برام
اما برای تو مینویسم مثل همیشه ، تو که اسمت برای من قشنگترین آهنگه : امیدوارم همیشه
و هر وقت و هر جا خوشحال و سرحال و خندان باشی
امیدوارم روزهات با سلامتی و زیبایی و سرزندگی شروع بشه و شبهات با نور امید و آرامش باشه زندگیت پر از بهار و نور باشه
خزون نداشته باشه و زلال و
آفتابی باشه میخوام از امروز همه پستهای وبلاگ رو با این جمله تموم
کنم پس مثل همشیه بهت میگم همیشه آرزوم این بوده و هست و
خواهد بود : آرزویم این است نرود لبخند از عمق
نگاهت نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 21:24 توسط یه آدم |
|
|
چهار ساعته رسیدم خونه ساعت شش و نیم عصر هنوزم داره بارون میاد . یادمه یه روز بهم گفتی ما که زیر بارون نبودیم با هم که یه پست درباره بارون تو وبلاگ گذاشتی که بارون منو یادت میاره همیشه آرزوم بود که یه روز زیر بارون با تو باشم همیشه از خدا میخواستم که یه روز فقط یه روز زیر بارون با تو باشم خیلی خوشحالم بالاخره بعد از این همه وقت امروز به آرزوم رسیدم خدایا شکرت خدایا هزار مرتبه شکرت
O Allah the almighty
بزن باران به نام هر چه خوبیست به زیر آوار گاه پایکوبیست مزار تشنه جویباران پر از سنگ
هدیه میكنن ابرای بهار |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 19:57 توسط یه آدم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 اسفند 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
|
RSS
|