تبليغاتX
رویای شیرین

الان دوشنبه ۲۸ اسفند ماه

همش ۱ روز به عید مونده

سال ۸۵ سالی بود توام با خوشی ها و ناراحتی های بسیار

برای خودم و راه زندگیم شاید سال خوبی بود ولی یکی از بدترین روزهای عمرم تو این سال اتفاق افتاد

روز ۸ تیرماه روز کنکور سراسری نه به خاطر کنکور بلکه بخاطر اینکه وقتی از کنکور برگشتم خونه بابابزرگم شوکه شدم چون

یکی از کسایی که تو عمرم خیلی خیلی دوسش داشتم و واقعا شاید بتونم بگم بهترین دایی دنیا فوت کرد یعنی دایی فری

الان همیشه تو یادمه و هیچ وقت روزهای خوب و خوشی که باهاش داشتم از یادم نمیره

البته همه دایی هام خوب هستن و خیلی دوسشون دارم الان هم این دایی هام  بوی اون دایی فری رو می دن چون میگن که برادر بوی برادر رو  میده

به هر حال دلم خیلی خیلی  گرفته که امسال عید من دیگه دایی فری ندارم فقط از خدا میخواهم که رحمتش کنه

 

گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه غروره
مرحم این راه دوره
سر بده آواز حق حق
خالی کن دلی که تنگه
گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه
گریه کن گریه قشنگه

نکنه تنها بمونی
دل به غصه ها بدوزی
تو بشی مثل ستاره
تو دل شبا بسوزی

 

روزهای خوب زیادی هم البته تو این سال داشتم

مثل دانشجو شدن تو دانشگاه علم و صنعت یا معاف شدن از سربازی

یا آشنا شدن با دوستای زیادی که خیلی دوسشون دارم مخصوصا غزل

این uhum  هم برای اینکه خیلی غزل میگه uhum  و من خیلی دوس دارم وقتی میگه

امیدوارم  همکلاسیهای دبیرستانم که همکلاسم بودن تو دبیرستان  دکتر حسابی و همه دوستان خوبم سالی پر از شادی و خوشحالی داشته باشند                    

برا غزل هم فقط می نویسم           

غزل انشاالله که زندگیت همش بهار داشته باشه

خزون کم داشته باشه

در آخر هم باید از پدر و مادر و خواهرم بخاطر همراه بودنشون با من یاد کنم

به امید سربلندی همه هموطنان در سال جدید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:29  توسط یه آدم | 

 

 

 

این عکس هم چون تو فروغ فرخزاد رو دوست داری غزل

 

 

پشت این پنجره ها دل می گیره غم و غصه دلو تو میدونی
وقتی از بخت خودم حرف میزنم
چشام اشک بارون میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه

میگه من دوست دارم تو میدونی


می خوام امشب با خدام شکوه کنم
شکوه های دلمو تو میدونی
بگم ای خدا چرا بختم سیاس
چرا بخت من سیاس تو میدونی
پنجره بسته میشه شب میرسه
چشام آروم نداره تو میدونی
اگه امشب بکذره فردا میشه
مگه فردا چی میشه تو میدونی
عمریه غم تو دلم زندونیه
دل من زندون داره تو میدونی
هر چی بهش میگم تو آزادی دیگه
میگه من دوست دارم تو میدونی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 11:51  توسط یه آدم | 

 

 

 

                                          دنبالت دارم میگردم

                                        اما نیست از تو نشونی

                                          دل من هواتو کرده

                                       کاش میشد تورو ببینم

                      کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم

                                       دل من هواتو کرده  

                                       کاش میشد تورو ببینم

                     کاش بشه تو خواب دوباره دست سردتو بگیرم 

                                       کاش!!!!!!!!!!!!!! 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 12:54  توسط یه آدم | 

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه
دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه

وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام
اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

بی تو يك پرنده اسير بی پروازم
با تو اما ميرسم به قله آوازم

اگه تا آخر اين ترانه با من باشي
واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم

با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی
تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی
تويی كه هم نفس هميشه آوازی
تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی

اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه
اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه


با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره
نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره
اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره

 

در غربت چشمان تو .....                      با آسمان آشنا شدم..............

پرواز را تجربه کردم........                سقوط را نیز ................  

 

خیلی سخته که آدم نتونه بگه......................

 

http://www.iranclip.com/player/252

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 13:42  توسط یه آدم | 
 

 

I wanna make you smile whenever you're sad
Carry you around when your arthritis is bad
All I wanna do is grow old with you
I'll get your medicine when your tummy aches
build you a fire if the furnace breaks
Oh it could be so nice, growing old with you
I'll miss you, kiss you, give you my coat when you are cold
Need you, feed you, I'll even let you hold the remote control
So let me do the dishes in our kitchen sink
Put you to bed when you've had too much to drink
Oh
I could be the man who grows old with you
I wanna grow old with you

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 21:3  توسط یه آدم | 

دلم برات تنگ شده جونم
مي خوام ببينمت نمي تونم
بين ما ديواراي سنگي
فاصله يك عمره مي دونم
بغض ترانه رو شكستم
مي خوام بگم عاشقت هستم
تو عين ناباوري يك شب
خالي گذاشتي هر دو دستم
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
نيمه شب، نيمه شب از خوابم پا مي شو
نيستي پيشم، نيستي پيشم باز ديوونه مي شم
دوري تو دوري تو تيشه زد به ريشم، نيستي پيشم
بي صدا،بي صدا از من خالي مي شم
همصدا، همصدا با بيداري مي شم
گونه هام، گونه هام خيس از شبنم غم، نيستي پيشم
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من
تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من
تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته من.

http://www.iransong.com/song/16984.htm

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 22:45  توسط یه آدم | 

 

 

Life is a mystery, everyone must stand alone
I hear you call my name and it feels like
Home.


When you call my name, it's like a little
Prayer. I'm down on my knees, I wanna take you
there. In the midnight hour, I can feel your
Pulse. Just like a prayer, you know I'll take you there

I hear your voice, it's like an angel sighing.
I have no choice, I hear your voice, feels like
Flying. I close my eyes, oh God, I think I'm
Falling, out of the sky. I close my eyes, Heaven
Help me.


When you call my name, it's like a little
Prayer. I'm down on my knees, I wanna take you
There. In the midnight hour, I can feel your
Pulse just like a prayer. You know I'll take
You there.

Like a child, you whisper softly to me. You're
In control just like a child, now I'm dancing.
It's like a dream, no end and no beginning.
You're here with me, it's like a dream. Let
The choir sing.


When you call my name, it's like a little
Prayer. I'm down on my knees, I wanna take you
There. In the midnight hour, I can feel your
Pulse just like a prayer. You know I'll take
You there.


When you call my name, it's like a little
Prayer. I'm down on my knees, I wanna take you
There. In the midnight hour, I can feel your
Pulse just like a prayer. You know I'll take
You there.


Life is a mystery, everyone must stand alone.
I hear you call my name and it feels like
Home.


Just like a prayer, your voice can take me
There. Just like a muse to me , you are a
Mystery. Just like a dream, you are not what
You seem. Just like a prayer, no choice,
Your voice can take me there.



Just like a prayer, I'll take you there. It's
Like a dream to me. Just like a prayer, I'll
Take you there. It's like a dream to me. Just
Like a prayer, I'll take you there. It's like
A dream to me. Just like a prayer, I'll take
You there. It's like a dream to me.


Just like a prayer, your voice can take me
There. Just like a muse to me, you are a
Mystery. Just like a dream, you are not what
You seem. Just like a prayer, no choice,
Your voice can take me there.


Just like a prayer, I'll take you there. It's
Like a dream to me. Just like a prayer, I'll
Take you there. It's like a dream to me. Just
Like a prayer, I'll take you there. It's like
A dream to me. Just like a prayer, I'll take
You there. It's like a dream to me.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 23:30  توسط یه آدم | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 21:51  توسط یه آدم | 
 

اگه يه روز بري سفر ... بري زپيشم بي خبر
اسير روياها مي شم ... دوباره باز تنهامي شم
به شب مي گم پيشم بمونه ... به باد مي گم تا صبح بخونه
بخونه از ديار ياري ... چرا مي ري تنهام مي ذاري
اگه فراموشم کني ... ترک آغوشم کني
پرنده دريا مي شم ... تو چنگ موج رها مي شم
به دل مي گم خواموش بمونه ... ميرم که هر کسي بدونه
مي رم به سوي اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري


اگه يه روزي نوم تو تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم
كه باز برات آواز بخونم...

اگه بازم دلت مي خواد يار يک ديگر باشيم
مثال ايوم قديم بشينيم و سحر پاشيم
بايد دلت رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

اگه مي خواي پيشم بموني ... بيا تا باقي جووني
بيا تا پوست به استخونه ... نذار دلم تنها بمونه
بذار شبم رنگي بگيره ... دوباره آهنگي بگيره
بگيره رنگ اون دياري ... که توش من رو تنها نذاري

اگه يه روزي نوم تو ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره درد تو دوا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

اگه يه روزي نوم تو باز ، تو گوش من صدا کنه
دوباره باز غمت بياد که منُو مبتلا کنه
به دل مي گم کاريش نباشه ... بذاره دردت جا به جا شه
بره توي تموم جونم ... که باز برات آواز بخونم

كه باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم
که باز برات آواز بخونم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 16:22  توسط یه آدم | 
 امروز که دارم این رو می نویسم روز جمعه ۱۱ اسفند

 و ساعت ۱۲ ظهر  هست .

 بارون خیلی خوبی داره می یاد من همیشه با بارون

 خیلی حال می کنم.   

 و داشتم یکی از آهنگهای فریدون فروغی رو به نام

 غم تنهایی گوش میکردم .

 اگه تا بحال این آهنگ رو گوش نکردین توصیه می کنم

 حتما گوش کنید.

 خیلی قشنگ و زیباست.

 

 

چرا وقتی که آدم تنها میشه

غم و غصه اش قد یک دنیا میشه

میره یک گوشه پنهون میشینه

اونجا رو مثل یه زندون میبینه

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

وقتی که تنها میشم اشک تو چشام پر

میزنه

غم میاد یواش یواش خونه دل در میزنه

یاد اون شب ها می افتم زیر مهتاب بهار

توی جنگل لب چشمه می نشستیم من و

یار

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

میگن این دنیا دیگه مثل قدیما نمی شه

دل این آدما زشته دیگه زیبا نمی شه

اون بالا باد داره زاغه ابرا رو چوب میزنه

اشک این ابرا زیاده ولی دریا نمیشه

غم تنهایی اسیرت میکنه

تا بخوای بجنبی پیرت می کنه

 

اینم لینک آهنگش

 http://www.iranclip.com/player/156

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 12:13  توسط یه آدم | 
 

 

 

 

 

يه روزي زير گنبد نيلي بود يه گلدون تنهاي تنها

خالي بود جاي گل توي قلبش لونه داشت تو سينش غم دنيا

حالا غصه و غم ديگه رفته بازم اومده عطر بهارون

چونکه غنچه پاکي نشسته ميون دل تنهاي گلدون

گل من گل من

تويي جلوه پاک بهارون

گل من گل من

منم گلدون و تو گل گلدون

گل من تو قلبم شده غنچه عشق تو مهمون

گل من

نکنه که تو چيک چيک بارون (چيک چيک)

توي رقص نسيم و درختا

با ترانه شاد قناري

دل تو بشه تنگ واسه دشتا

مثل تو واسه اين دل خستم ديگه مونسي پيدا نميشه

بگو ميمونه گل پيش گلدون بگو مال مني تو هميشه مال مني تو هميشه

وقتي غنچه عشق تو واشد

تو سينم گل ناز تو جا شد

ريشه کردي تو اين دل تنها

عشق تو با دلم آشنا شد

وقتي پرتو روشن خورشيد روي برگهاي سبز تو تابيد

غصه رفت ديگه از دل گلدون

عطر تو توي گلخونه پيچيد

گل من گل من

تويي جلوه پاک بهارون

گل من گل من

منم گلدون و تو گل گلدون

گل من تو قلبم شده غنچه عشق تو مهمون

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 18:13  توسط یه آدم | 
 

Every night in my dreams
I see you, I feel you
That is how I know you go on.

Far across the distance
and spaces between us
You have come to show you go on.

Near, Far,
wherever you are,
I believe that the heart does go on.

Once more, you opened the door
And you're here in my heart,
and my heart will go on and on.

Love can touch us one time
and last for a lifetime
And never let go till we're gone.

Love was when I loved you,
one true time to hold on to
In my life we'll always go on.

Near, far,
wherever you are,
I believe that the heart does go on.

Once more, you opened the door
And you're here in my heart,
and my heart will go on and on.

You're here, there's nothing I fear
And I know that my heart will go on.
We'll stay, forever this way
You are safe in my heart

and my heart will go on and on.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 0:29  توسط یه آدم |