تبليغاتX
رویای شیرین

agar hata beine ma fasele yek

 

nafase,nafase mano begir,baraye

 

yeki shodan agar marge man base

 

 nafase mano begir

آهای تو که به خوابی


عمیق و سرد رفتی


تو قلبا سبز موندی


اگر چه زرد رفتی


کنارخاطراتم  

                                                      
با تو همیشه خنده ست


طرحی که از تو دارم


شبیه یک پرنده ست                 



 


 

شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی

 

 

شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی

 

 



هرجا که باشی خوبه


روشن و بی غروبه


غمی نداره تا هی


به قلب تو بکوبه


تو اوج هر بی کسی


همیشه سبز و زنده


بدون دلواپسی


پر بزن ای پرنده



 

 


شب و روز پیش منی  


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی



شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی


 


شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی


 

 


شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی



 


آهای تو که به خوابی


عمیق و سرد رفتی


تو قلبا سبز موندی


اگر چه زرد رفتی

 


کنار خاطراتم

 


با تو همیشه خنده ست

 


طرحی که از تو دارم


شبیه یک پرنده ست



شب و روز پیش منی


تو هنوز پیش منی


تو هنوز تو سفره


دل درویش منی

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 23:35  توسط یه آدم | 
این یکی از آهنگهای زیبای معین به نام لحظه هاست که من واقعاً دوستش دارم  امیدوارم خوشتون بیاد

لحظه ها را با تو بودن ...
در نگاه تو شگفتن ...
حس عشقو در تو ديدن ...
مثل رويای تو خوابه ...


با تو رفتن با تو موندن ...
مثل قصه تو رو خوندن ...
تا هميشه تو را خواستن ...
مثل تشنگی آبه ِ.

اگه چـشمـات منو ميخـواست تو نگـاه تــو می مـردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم

اگــه اسمـم و مي خـونـدی ديـگــه از يـاد نمی بــردم
اگــه با مـن تــو مي مـونـدی همـه دنيـا را می بــردم

بی تو اما سرسپردن ...
بی تو و عشق تو بودن ...
‌تو غبار جاده موندن ...
بی تو خوب من محاله ِ.

بی تو حتی زنده بودن ...
بی هدف نفس کشيدن ...
تا ابد تو رو نديدن ...
واسه من رنج و عذاب ِ.

اگه چـشمـات منو ميخـواست تو نگـاه تــو می مـردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم

اگــه اسمـم و مي خـونـدی ديـگــه از يـاد نمی بــردم
اگــه با مـن تــو مي مـونـدی همـه دنيـا را می بــردم

تـــوی قـلب مـن عــزيــزم هيـچ کـسی جـايـی نــداره
دل عـــاشقـم بــه جـــز تـو هيچ کس و دوست نــداره

اگه چـشمـات منو ميخـواست تو نگـاه تــو می مـردم
اگه دستات مال من بود جون به دستات می سپردم


اگــه اسمـم و مي خـونـدی ديـگــه از يـاد نمی بــردم
اگــه با مـن تــو مي مـونـدی همـه دنيـا را می بــردم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:27  توسط یه آدم | 


اگه بخوام تورو تشبیه کنم
به فضای آبی عشق
به لطافت بهاران میمونی

اگه بخوام تورو تشبیه کنم
به تن تشنه جنگل
مثه قطره های باران میمونی
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:35  توسط یه آدم | 
TinyPic image
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:42  توسط یه آدم | 

 

به من نگاه کن واسه یه لحظه

نگات به صدتا آسمون می ارزه

من از خدامه بکشم نازتو

تا بشنوم یه لحظه آوازتو

من از خدامه پیش تو بمونم

جواب حرفاتو خودم بخونم

من از خدامه بمونم دیوونت

سر بزارم رو شهر امن شونت

من از خدامه بمونی کنارم

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:52  توسط یه آدم | 

 

صدای شعله ها که گر میگیره تو هوا و میسوزه

              صدای قلب ماست که مهربون و بی صدا تو ظلام شب دنیا میفروزه

وقتی که جسمت مثل یه پرنده گر میگیره از غم تاریکی و بیداد این زمونه

              ققنوس عشقت میخونه ترانه پر میکشه

از میون شعله ها هی میکشه زبونه

                       قصه عشق تو این غم سرکش

قصه آتیش و عزم سیاوش

                        قصه دشمنه و کمون آرش

هر ذره خاکستر قلب تو

              یه خورشید واسه بچه های شهر

اسم تو یه پیام مشعل این ظلامه

 

صدای شعله ها که گر میگیره تو هوا و میسوزه

          صدای قلب ماست که مهربون و بی صدا تو ظلام شب دنیا میفروزه

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 14:44  توسط یه آدم | 
 
بوی عیدی بوی توپ بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو
بوی یاس جا نماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا بهار و باور می کن
شادی شکستن قلک پول
وحشت گم شدن سکه ی عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخورده ی لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا بهار و باور می کنم
فکر قاشق زدن دختر ناز چشم سیاه
شوق یک خیز بلند از روی بته های نور
برق کفش جفت شده تو گنجه ها
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا بهار و باور می کنم
عشق یک ستاره ساختن با دولک
ترس ناتموم گذاشتن جریمه های عید مدرسه
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب
بوی باغچه بوی حوض عطر خوب نذری
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن
توی جوی لاجوردی هوس یه آب تنی
با اینا زمستونو سر می کنم
با اینا خستگی مو در می کنم
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 21:18  توسط یه آدم | 
TinyPic image

بنویس دنیای منی

                              همه رویای منی

منم اون بیتابی موج

                            تو هنوز دریای منی

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 19:1  توسط یه آدم | 
 

TinyPic image

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب چون هردوشون مهمون زود گذرند. پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 19:34  توسط یه آدم | 
 

رستنی‌ها کم نیست،
من و تو کم بودیم،
خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم!


گفتنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم گفتیم،
مثل هذیان دم مرگ،
از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم.


دیدنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم دیدیم،
بی‌سبب از پاییز
جای‌ میلاد اقاقی‌ها را پرسیدیم.


چیدنی‌ها کم نیست،
من و تو کم چیدیم،
وقت گل دادن عشق روی دار قالی‌،
بی‌سبب حتا پرتاب گل سرخی‌ را ترسیدیم.


خواندنی‌‌ها کم نیست،
من و تو کم خواندیم،
من و تو ساده‌ترین شکل سرودن را در معبر باد
با دهانی‌ بسته وا ماندیم


من و تو کم بودیم،
من و تو اما در میدان‌ها
اینک اندازه‌ی ما می‌خوانیم!

ما به اندازه‌ی ما می‌بینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌چینیم!
ما به اندازه‌ی ما می‌گوییم!
ما به اندازه‌ی ما می‌روییم!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 11:5  توسط یه آدم | 
TinyPic image

تو هیچوقت واسه من مثل یه شاخه گل نبودی
آخه گل که می دونی افسونگر و زیباست

هزار اسیر و دلداه و عاشق داره امّا
از تیغ غرورش چه زخمها که رو دلهاست

نمی خوام که بگم حتّی برام نوگل بهاری
آخه گل که همیشه زیبا نمی مونه
تا بهار که میاد قشنگ و پر غرور امّا
بهار که موندی نیست یه روزم نوبت خزونه

تو معنای یه احساس قشنگی
مثه گرمی عشق و شوق دیدار

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت 10:58  توسط یه آدم | 
 

 

 

TinyPic image

نـوازشــم کــن و بـبـیــن
                              عشق می ریزه از صدام
صدام کــن و ببـین که باز
                              غنچه می دن تـرانه هام
اگر چه من به چـشـم تو
                               کمـم قـدیمی ام گمـم
آتشـفشـان عـشـقـمـو 
                              دریـــای پــر تـلاطــمــم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 13:28  توسط یه آدم |