تبليغاتX
رویای شیرین - خدایااااااااااااااااااااااااا

 

دلم گرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتته

نمیدونم کجایی

نمیدونم الان داری به چی فکر میکنی

ولی باور کن داری اشتباه میکنی  

خواهش میکنم یه لحظه فقط یه لحظه

به این دو سال فکر کن

باور کن متوجه میشی که داری اشتباه میکنی

میخوام با این جمله که همیشه و همه جا برات مینوشتم بازم جوابتو بدم

آرزویم این است

                           نرود لبخند از عمق نگاهت

                                                                               نرود اشک در چشم تو مگر از شوق زیاد

هیچوقت باور نکن که یک لحظه از این آرزو دور بشم

 هیچوقت باور نکن که در یادم نیستی

همیشه هر دقیقه و هر لحظه در یادمی

الان فقط میخوام با یاد تو از خدا کمک بخوام

فقط میخوام که هر جا که هستی خوشحال و سلامت باشی

هر جا که هستی هیچوقت اشکت رو نبیبم

و همیشه خنده رو چشمانت ببینم

دلم برای خنده هات هم تنگ شده

باروت میشه !!!!!!!!!

میدونی چند وقته حتی خنده هات رو هم ندیدم

خیلی دلم گرفته ولی فقط میخوام از خدا کمک بخوام

فقط از خدا میخوام که توانایی بیشتری بهم ببخشه

از خدا میخوام که قدرتی به من ببخشه که در برابر هر سختی محکم و استوار

بایستم

از خدا کمک میخوام که تنهام نزاره

از خدا کمک بخوام که هیچوقت متوقفم نکنه

 

 

چرا توقف کنم،چرا؟
پرنده ها به سوی جانب آبی رفته اند
افق عمودی است
افق عمودی است و حرکت : فواره وار
و در حدود بینش
سیاره های نورانی میچرخند
زمین در ارتفاع به تکرار میرسد
و چاههای هوایی
به نقب های رابطه تبدیل میشوند
و روز وسعتی است
که در مخیله ی تنگ کرم روزنامه نمیگنجد
چرا توقف کنم؟
راه از میان مویرگ های حیات می گذرد
کیفیت محیط کشتی زهدان ماه
سلول های فاسد را خواهد کشت
و در فضای شیمیایی بعد از طلوع
تنها صداست
صدا که ذوب ذره های زمان خواهد شد .
چرا توقف کنم؟



چه می تواند باشد مرداب
چه می تواند باشد جز جای تخم ریزی حشرات فاسد
افکار سردخانه را جنازه های باد کرده رقم می زنند .
نامرد ، در سیاهی
فقدان مردیش را پنهان کرده است
و سوسک ....آه
وقتی که سوسک سخن می گوید .
چرا توقف کنم؟
همکاری حروف سربی بیهوده ست .
همکاری حروف سربی
اندیشه ی حقیر را نجات خواهد داد .
من از لاله ی درختانم
تنفس هوای مانده ملولم میکند
پرنده ای که مرده بود به من پند داد که پرواز را بخاطر
بسپارم



نهایت تمامی نیروها پیوستن است ، پیوستن
به اصل روشن خورشید
و ریختن به شعور نور
طبیعی است
که آسیاب های بادی میپوسند
چرا توقف کنم؟
من خوشه های نارس گندم را
به زیر پستان میگیرم
و شیر می دهم
صدا ، صدا ، تنها صدا
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه ی معنی
و بسط ذهن مشترک عشق
صدا ، صدا ، صدا ، تنها صداست که میماند


در سرزمین قد کوتاهان
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سفر کردهاند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهارگانه اطاعت میکنم
و کار تدوین نظامنامه نیست


مرا به زوزه ی دراز توحش
درعضو جنسی حیوان چکار
مرا به حرکت حقیر کرم در خلاء گوشتی چکار
مرا تبار خونی گل ها به زیستن متعهد کرده است
تبار خونی گل ها میدانید ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:41  توسط یه آدم |